تبليغاتX
چایخانه ی غزل
 

Get full resolution inside-flower-of-poppy image for free!


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 5:16 موضوع | لینک ثابت


سایه ام را باز می کارم کنار بودنم

 

سایه ام قد می کشد بر سینه ی  دیوارها                           

می گریزم از خودم ، از ترس این آوارها

 

سایه ام را بازمی کارم کنار بودنم

می نشینم خیره براین روزها، تکرارها

 

دیگرای همرازمن حرفی ندارم جز سکوت

بگذرازمن از تمام  واژه ها ، گفتارها

 

آن که آتش می کشد بر خرمن پروانه کو؟

تا پریشان تر شود از شمع ها، از یارها

 

دیگر ازامواج سرگردان صوتی خسته ام

خسته ازاین حرف ها،این گفته ها، پندارها

 


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 2:0 موضوع | لینک ثابت


Photo of Mount Kilimanjaro 


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 2:43 موضوع | لینک ثابت


سياره ام جزيره جزيره بهشت بود

 

آتش گرفت خاك و زمين دم به جا  گذاشت                     
مردي  ميان هاله ي  مبهم  به جا  گذاشت

 

اين جاده روي پيچ و خم بي قواره اش

چرخيد تا شتاب دما دم به جا گذاشت

 

ديوانه وار روي قدم ها ي  عاصي اش

زخمي ترين عبور مصمم به جا گذاشت

 

مرد سفرهواي  شروعي  دوباره  داشت

دركوه ودشت نعره ي اَدهم به جا گذاشت

 

عصيان تمام حافظه اش را گرفته  بود

تنديسي  از تنفرآدم  به جا گذاشت

 

سياره ام جزيره جزيره بهشت  بود

آدم كه پا گذاشت جهنم به جا گذاشت

 


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 2:0 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 7:0 موضوع | لینک ثابت


وعشق حس قشنگی که با تو پر می زد

 

  تمام  ثانیه هایم   لبالبت  بودند

 

  چه موج های خیالی که مرکبت بودند

 

  غزل غزل که چکیدند روی دفتر من

 

  و واژه واژه مهیای هرشبت بودند

 

  اگرچه اوج گرفتند و آسمان چیدند

 

  ولی فرشته ، فرشته مقربت بودند 

 

  وعشق حس قشنگی که با تو پر می زد

 

  شبیه زمزمه هایی که بر لبت بودند

 

  همیشه آیه به آیه  ترا نشان  می داد

 

  همیشه روح غزل ها مخاطبت بودند

 


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 2:42 موضوع | لینک ثابت


 

  چقدر دلم می خواهد

  صفررا آن قدر تقسیم کنم

               که هیچ عدد متعارفی پیدا نشود

  بعد ...

  به بی نهایت عمل بیهوده ی خودم بگویم

                                      زندگی !


 

نوشته شده توسط مهدی میرآقایی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 1:18 موضوع | لینک ثابت


WebGozar.com Counter code -->